محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

406

رشحات البحار ( فارسى )

وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ « 1 » اقامه نيز اذعان امت به امورى است كه پيامبر اعلام نموده است . اين است كه تكرار فصول اذان و اقامه ، صرفا به خاطر يادآورى مقام معبود و آثار عبوديت است ؛ زيرا وقتى كه آثار محبوب يادآورى شود ، قلب به منشا ان آثار اهتمام مىورزد و وقتى كه به ان اهتمام ورزيد ، به ان تعلق پيدا مىكند و وقتى كه به ان تعلق پيدا كرد ، بدان توجه پيدا مىنمايد . همچنان‌كه وقتى آثار درهم و دينار بر بچه ظاهر شود و انها را يادآورى نمايد ، بدان اهتمام مىورزد و درهم و دينار نزد او بزرگ مىشود و وقتى بزرگ و عظيم شد ، مورد اهتمام قرار مىگيرد و قلب به ان تعلق پيدا مىكند و وقتى به ان تعلق پيدا كرد ، بدان توجه پيدا مىكند و به اين صورت وجه قلب به جانب دنيا مىشود . به‌علاوه ، بايد دانست كه حضور قلب در همه افراد نسبت به همه كارهايشان امرى آسان است و انان واجد چنين توجهى هستند . و اگر در اين مسئله ترديدى دارى ، به اهل عادات در عادتهايشان ، اهل لذت در لذت‌هايشان ، اهل معصيت در عصيانشان ، اهل وزن در ترازوهايشان ، اهل علم در افكارشان ، اهل رياست در نيرنگ‌هايشان و . . . بنگر و خوب دقت كن كه آيا يكى از اين افراد و افراد ديگرى غير از اين‌ها ، كارى را بدون حضور قلب انجام مىدهند . درست است كه انان به اهل عبادت طعنه مىزنند كه ما با حضور قلب عصيان كرديم . آيا شما هم با حضور قلب نماز خوانديد يا اينكه يك نفر از اين نمازگزاران يك نماز را با حضور قلب ادا نكرد ؛ بااينكه اين كار ، امرى عادى ، سهل و متعارف است . خلاصه ، تا آثار يك چيز شناخته شده نباشد و يادآورى نشود ، بدان اهتمام نمىشود و آنچه كه بدان اهتمام نشود ، بدان تعلق پيدا نمىشود و آنچه كه بدان تعلق پيدا نشود ، بدان توجه نمىشود و بدون توجه نيز قلب نمىتواند حضور پيدا كند . مقدمات نيز براى همين دسته از افراد ( متوجهين ) تحقق يافته است كه

--> ( 1 ) . حج ( 22 ) : 27 .